"زندگی من در مجموع تغییر کرده است. من قادر به انجام کاری های نیستم که در گذشته آنرا انجام داده می توانستم و زنان در تمام ابعاد زندگی با محدودیت روبرو هستند".

Adiba
مشاور جنسیت/جندر و یک تن از فعالان جامعه مدنی, فراه

ادیبه، سند لیسانس خود را در رشته ریاضیات و سند ماستری خود را در رشته مدیریت و تجارت به دست آورده است. او مدت 11 سال در بخش تحصیلات عالی در پوهنتون/دانشگاه ها و موسسات دولتی و خصوصی وظیفه اجرا نموده است، در حالیکه در این اواخر به حیث فعال جامعه مدنی و مشاور جنسیت/جندر در یکی از مؤسسات غیردولتی افغانی ایفای وظیفه می نمود. اما، پس از به قدرت رسیدن طالبان و ممنوعیت ماه دسامبر 2022 آنها در برابر نهاد های جامعه مدنی، او مجبور شده است تا بخش اعظم کار های خود و فعالیت های دادخواهی برای تامین نیازمندیها و حقوق زنان را به شکل مسرانه انجام دهد.

"من قبل از سقوط در یکی از مکاتب بین المللی در پُست رهبری کار می کردم. علاوه بر آن، به شکل نیمه وقت به حیث مشاور جنسیت/جندر در یکی از مؤسسات غیردولتی نیز ایفای وظیفه می کردم [1]. زمانیکه مصروف تحصیلات ماستری ام در رشته مدیریت و تجارت بودم، راجع به  عواملی که می توانند بالای تعادل میان کار و زندگی کارمندان زن در یک موسسه تحصیلات عالی خصوصی اثرگذار باشند، یک مقاله نوشتم، که در یکی از ژورنال های معتبر بین المللی به نشر سپرده شد".

اکنون، به حیث مسوول تماس در بخش ارتباطات در یک پروژه متعلق به یکی از مؤسسات غیردولتی ایفای وظیفه می نمایم. افزون بر آن، در شماری زیادی از گروه های زنان که در بخش دادخواهی فعالیت دارند، عضویت دارم. من مسوولیت ریاست کمیته آموزش و برنامه های آموزشی یکی از نهاد ها را نیز بر عهده دارم و بالای یکی از فصول یک کتاب تحت عنوان "کمک های بشردوستانه و استقلالیت سیاسی در افغانستان" کار می کنم.

ما از زمان روی کار آمدن طالبان تا کنون، به تعداد 11 همایش در 5 زون راه اندازی نموده ایم. مقامات بالفعل در همایش های ما شرکت ورزیده اند و به مشکلات و چالش های که در این اواخر دامنگیر مردم افغانستان است، گوش فرا داده اند. در همایش های ما حدود 30 تا 50 درصد اشتراک کنندگان ما را زنان تشکیل می داد.

"موارد زیادی وجود دارند که در مورد زنان و آینده افغانستان قابل تعمق است، اما عمده ترین آن اینست که نیازمندیهای اولیه اکثریت مردم افغانستان برآورده نمی ‌شود".

باید هر کس در هر عرصه که می تواند، از زنان افغان حمایت نماید. ما به عنوان زنان می ‌توانیم به شکل رسمی و غیررسمی به حمایت خود ادامه دهیم. طور مثال، یک شاعر و نویسنده می تواند در مورد زنان مطلب بنویسد و شعر بسراید و یا یک معلم می تواند سطح آگاهی متعلمان را بلند ببرد. ما در ولایت کابل و سایر ولایات با زنان جلسات هفته وار آنلاین راه اندازی نمودیم و به آنها امید و انگیزه بخشیدیم. ما برنامه های آموزش آنلاین روانشناسی را برای زنان ارائه می نماییم. بناءً، می توان گفت که هرکس اعم از زنان و مردان به هر ترتیبی که می تواند باید از موقف و اندوخته های خود در راستای حمایت از زنان استفاده به عمل آورد

داستان بعدی
به باور من حمایت از حقوق زنان، یگانه راه حمایت از زنان و دختران افغان می باشد.