من هر چیز را از دست دادم: هویتم را، وظیفه ام را، آزادی ام را.

Arezo
شاعر، نویسنده و فعال مدنی، ولایت نورستان

من حدود 25  سال در عرصه های مختلف به شمول ادبیات، سابقه کاری دارم. من یک شاعر و نویسنده هستم و کتاب های زیادی را به نشر رسانیده ام. همچنان، به عنوان فعال مدنی و سفیر صلح نقش ایفا نموده ام و بنیانگذار یک نهاد فرهنگی برای زنان در ولایت خود می باشم، که از طریق آن فرصت های شغلی و کاری را برای زنان تسهیل نموده ام، از زنان و دختران قربانی خشونت خانوادگی حمایت کرده ام و فعالیت های آگاهی دهی را در مورد تبعیض مبتنی بر جنسیت/جندر انجام داده ام.

زمانیکه به حیث مشاور جنسیت/جندر در دولت و به عنوان سفیر صلح ایفای وظیفه می نمودم، در شهر و ولسوالی های ولایت خود برای گروه های مختلف مردم، اعم از زن و مرد  جلسات و ورکشاپ های متعدد راه اندازی نموده ام.

در حال حاضر، وظیفه ندارم و صرف جلسات و مذاکرات گروهی را با زنان و دختران برگزار می نمایم، زیرا زنان زیادی با من به عنوان یک زن بزرگسال و فعال آشنایی دارند و می خواهند با من تماس داشته باشند، از اینرو همواره با آنان در منزل خود ملاقات می کنم.

من زنان و دختران را ترغیب می کنم که شکیبایی خود را حفظ کنند و نباید امید خود را از دست دهند. روز های خوب فرا خواهد رسید و هر چیز مثل گذشته خواهد شد. ما دوباره وظایف خود را به دست خواهیم آورد و دروازه های مکاتب و پوهنتون ها/دانشگاه ها به روی دختران باز خواهند شد.

در عین زمان، بیم من از آنست که اگر نسل جدید ما از آموزش محروم شود، آینده آنها چگونه خواهد بود؟ کارمندان دولت پیشین مثل امروز بیکار خواهند بود و با تهدید روبرو خواهند بود. ما حتی تصور نمی توانیم که آینده ما در افغانستان چگونه خواهد بود.

من خودم یک نهاد دارم، اما برایم اجازه داده نمی شود که از طریق آن به زنان خدمت نمایم. هموار از دختران و زنان تماس های تیلفونی و درخواست حمایت دریافت می کنیم، اما هیچ کاری برای آنها انجام داده نمی توانم. تحول آنی در کشور ما، مرا شدیداً تکان داده است، چون  تمام زنان دستآورد های 20 ساله را از دست دادند. کوشش می کنم زیاد خود را متبارز جلوه ندهم، تا اعضای خانواده ‌ام به خاطر فعالیت های من با کدام مشکل و یا تهدید روبرو نشوند.

پس از رویداد 15 اگست تلاش نموده ام تا فعالیت های حمایت از زنان و دختران را ادامه دهم. با مقامات بالفعل ملاقات نموده ام و در مورد فعالیت های خود به آنان توضیحات ارائه نموده ام و به آنها اطمینان داده ام که من یک زن مسلمان هستم و از تمام ابعاد اسلام به خوبی آگاهی دارم. هرچند تا هنوز از جانب مقامات بالفعل جواز دریافت نکرده ام، اما تلاش هایم را متوقف نخواهم ساخت.

"به هیچ وجه نمی‌ خواهم امید خود را از دست دهم، اما گاهی اوقات واقعاً اوضاع جاری صحت روانی مرا متاثر می سازد و با خود می گویم که دل به دریا بزن و هر چیز را به شمول کشور، به یکباره‌گی ترک کن".

امیدوارم که زنان و دختران افغان اجازه برگشت به آموزش را دریافت کنند و فضای مبهم کنونی به زودی تغییر یابد.

جامعه جهانی باید از کشور های اسلامی تقاضا نماید که با مقامات بالفعل صحبت کنند و بر مبنای قوانین و قواعد اسلامی آنان را متقاعد سازند که حقوق آموزش و کار زنان و دختران افغان را اعاده نمایند. دین مبین اسلام به ما حق داده است که کار کنیم، در سیاست نقش داشته باشیم و تحصیل کنیم. ما نیمی از  پیکر جامعه و کشور خود را تشکیل می دهیم و می توانیم در انکشاف و رشد اقتصادی کشور نقش قابل ملاحظه ایفا نماییم.

داستان بعدی
من برای زنان جلسات انگیزه دهی برگزار می کنم، تا آنها بتوانند با وضعیت غیرعادی کنونی مقابله نمایند