«هر روز با توهین‌، تحقیر و تهدیدهای مداوم به مرگ از سوی طالبان مواجه هستم»

Sakina
کارشناس حقوق زنان, پروان
An older woman with her child sits outside her home, looking sideways at the valley.
© Sayed Habib Bidell

«من سکینه هستم، یکتن از فعالان حقوق زنان از ولایت پروان. پس از به قدرت رسیدن طالبان، همه چیز برای من دشوار شد، حتی نفس کشیدن.

برای کسی که مسوولیت ریاست امور زنان را به مدت ۱۲ سال بر عهده داشت و دو سال به عنوان معاون امور اجتماعی یک ولایت خدمت می‌کرد، بسیار دردناک است که حتی اجازه رفتن به پارک را نداشته باشد، چه رسد به اینکه بتواند به سر کار برود و وظایف خود را انجام دهد.

شرایط سخت اقتصادی، چالش‌های زندگی و تأمین نیازهای اساسی انسانی برای من بسیار دشوار شده و زندگی را برایم بسیار چالش‌برانگیز کرده است.

من در حدود ۲۰ سال برای حقوق زنان، ارزش‌های انسانی، بهبود وضعیت اقتصادی، ترویج تفکر و مهارت ها و مبارزه با خشونت علیه زنان تلاش و مبارزه نمودم. اما اکنون طالبان هیچ‌گونه حقوق و احترامی برای ما زنان قائل نیستند. طالبان ما را از تمام عرصه‌های اجتماعی عقب رانده ‌اند و ما هیچ اجازه‌ای برای حضور و انجام فعالیت اجتماعی نداریم. این وضعیت به شدت بر من تأثیر گذاشته و ذهن و روح من را زخمی کرده است.

در گذشته، زنان جایگاه و حقوق خاص خود را داشتند. ما در سیاست سهیم بودیم، حق تصمیم‌گیری داشتیم، می‌توانستیم به تحصیلات  پرداخته و در جامعه سهم فعال داشته باشیم.

اما در شرایط فعلی، با محرومیت از تمام حقوق اولیه انسانی‌مان، از جانب طالبان هر روز توهین، تحقیر شده و تهدید به مرگ میشویم. تداوم این وضعیت بسیار دردناک و نگران‌کننده است و من اکنون در افسردگی شدیدی به سر میبرم. برای من بسیار دردناک و ناراحت کننده است که میبینم ۲۰ سال از عمرم برای مبارزه در راه حقوق زنان به باد فنا رفته و حالا دختر ۱۰ ساله‌ام حتی قادر نیست به مکتب برود. تجسم زن به عنوان بک موجود ضعیف و زندانی در چهاردیواری خانه و محکوم به زندگی همچون خدمتکار در خانه واقعا ناامید کننده و ناراحت کننده است.

مطمئنم که با تحمیل چنین تصمیم های سختگیرانه‌ای که زنان را از هرگونه فعالیت اجتماعی باز می‌دارد، آمار و ارقام ازدواج‌های زیر سن و اجباری و خودکشی در میان دختران و زنان افزایش خواهد یافت. در گذشته، موسسات که من در آن‌ها کار می‌کردم و سایر سازمان‌ها، حقوق زنان و دفاع از آن را بسیار مهم می‌دانستند و با تلاش های مشترک اکثر مشکلات زنان حل می‌شد.

اکنون با توقف فعالیت موسسات برای زنان، ما شاهد نتیجه برعکس و افزایش فعالیت نهاد های طالبان برای سرکوب زنان و خاموش کردن صدای آن‌ها هستیم.

زنان تحت شکنجه روانی شدیدی زندگی می‌کنند. من واقعاً احساس سرکوب و درماندگی می‌کنم، زیرا نه می‌توانم این وضعیت را بپذیرم و نه می‌توانم به سرعت بر این شرایط غلبه کنم. درد و اندوه من و زنان کشورم قابل بیان نیست. با گذشت هر روز به نسبت روز قبل بیشتر احساس ناامیدی، درماندگی و محرومیت می‌کنم.»
داستان بعدی
«من تجارب وحشتناکی را پشت سر گذاشتم، از جمله خشونت فزیکی و تهدیدهای مکرر»
Photo: Sayed Habib Bidell