من از چند سال بدینسو برای کشورم خدمت می کنم، اما حال طوری احساس می کنم که کسی نیست که مرا کمک کند و دستم را بگیرد.

Afsoon
داکتر و یک تن از فعالان حقوق زن, هرات
© Nanna Muus
زمانیکه طالبان به قدرت رسیدند و پس از آنکه فعالیت های مؤسسات غیردولتی را ممنوع اعلام نمودند و یکعده محدودیت‌ ها را بالای زنان و دختران وضع کردند، من به افسردگی مبتلا شدم و هنوز شدیداً تحت فشار قرار دارم و .برای آینده خود به تشویش هستم

من از 15 سال بدینسو، در افغانستان کار می کنم و از زنان، دختران و کودکان افغان حمایت می نمایم. تا صنف سوم مکتب در کشور پاکستان درس خوانده ام و با عادی شدن اوضاع خانواده ام به افغانستان عودت نمودم و موفق شدم که تحصیلات عالی ام  را در داخل کشور ادامه دهم.

من در رشته ژورنالیزم در پوهنتون دولتی و سپس در رشته قابلگی در پوهنتون خصوصی تحصیل نموده ام. همچنان، مالک  یک شرکت تولیدی بودم که برای تعدادی زیادی از زنان اشتغال زایی نموده بودم. فرزندان آنان را در مکاتب خصوصی شامل نموده ام و زمینه آموزش را برای آنان فراهم ساخته ام.

اما، بدبختانه با روی کار آمدن طالبان وظیفه خود را از دست دادم و بنابر مشکلات مالی و امنیتی نمی توانم عدۀ از فعالیت هایم را از خانه ادامه دهم. من نمی توانم مثل گذشته از زنان و دختران حمایت کنم. در حال حاضر، با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کنم و یقین دارم که بالای صحت من پیامد های منفی داشته است.

خیلی تلاش کردم تا چند صنف آموزشی آنلاین را برای زنان و دختران فراهم سازم، اما به خاطر مشکلات انترنتی و اتصال بی سیم قادر به این کار نشدم. اما در ساحۀ که زندگی می کنم، شخصاً به یکعده اطفال تدریس می کنم. همچنان، خیلی ها علاقه‌مند استم که از طریق فراهم ساختن سرپناه و یا غذا از اطفالیکه سرپرستان شان را از دست داده اند، حمایت نمایم.

در حال حاضر، ما در ولایت خود برنامه های آگاهی دهی صحی را راه اندازی می نماییم. من روزمره از قریه جات مجاور بازدید می نمایم، تا به زنان در مورد صحت، خاصتاً مشکلات تغذیه که آنان و فرزندان شان با آن دست و گریبان اند، آگاهی دهم.

همچنان، آرزو داشتم سند ماستری ام را در روابط بین الملل به دست آورم و حالا که داکتر معالج هستم می خواستم تخصص بگیرم. اما بدبختانه در شرایط کنونی نمی توانم آنرا ادامه دهم. من یک شرکت داشتم و زنان را حمایت می کردم و آرزویم این بود که آنرا به سایر ولایت گسترش دهم. قبل از آنکه طالبان به قدرت برسند، شرکت من در 11 ولایت فعالیت داشت. اما اکنون نمی توانم این کار را انجام دهم.

پیام من اینست که زنان افغان را تنها نگذارید هر زمانی که زنان صدای شان را در کشور بلند کرده اند، به روش های مختلف سرکوب شده اند.

توقع ما از جهانیان، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و سایر متحدین افغانستان اینست که از دختران و زنان افغان حمایت نمایند. به نظر من سازمان ها، مؤسسات غیردولتی و نهاد های ذیربط سازمان ملل متحد که زنان را کمک می کنند، باید فرصت ‌های بیشتری را برای زنان و دختران فراهم سازند، تا روزنه امید به رخ آنها باز شود و آنها به دولت فعلی نشان دهند که زنان نیز می ‌توانند در این سکتور ‌ها کار کنند و زنان تا زمانی سرنوشت خوب نخواهند داشت که در ارائه کمک ها و خدمات مشارکت نداشته باشند.

داستان بعدی
تمام آرزو ها و دستاورد های ما با خاک یکسان شده است