«ما به سازمان‌دهی اعتراضات و اعتصاب‌ها برای به چالش کشیدن محدودیت‌ها ادامه دادیم»

Asra
دانشجوی حقوق و علوم سیاسی, هرات
A woman holds a book open.
© Sayed Habib Bidell

«روزهایی را که در تلاش برای پیدا کردن غذای کافی بودیم و شب‌هایی را که بیدار می‌ماندم و جای مناسبی برای مطالعه نداشتیم به یاد دارم. مشکل فقط کمبود منابع نبود؛ بلکه فشار مالی تهیه کتاب‌ها و قرطایسه هم بود. برای تامین هزینه‌های زنده‌گی، مجبور شدم در خانه همسایه‌ها به حیث صفاکار کار کنم. با وجود مشکلات اقتصادی، درمانده‌گی و خاطرات تلخ و شیرین، تاب آوردم.

وقتی از مکتب فارغ‌ شدم، رویای رفتن به دانشگاه برای من به انگیزه تبدیل شد. بسیار کوشش کردم تا خود را برای امتحان کانکور آماده کنم. وقتی نتایج اعلام شد، احساس موفقیت عمیقی داشتم؛ زیرا در رشته دلخواهم یعنی حقوق و علوم سیاسی قبول شده بودم. 

با این حال، آینده‌ای که مدت‌ها پیش خواب آن را دیده بودم، در یک شب با سقوط حکومت فرو ریخت.

۱۵ آگست نقطه عطفی شومی برای افغانستان بود: آغاز دورانی که جهل بر آن حکم‌فرما شد و دموکراسی ناگهان به پایان رسید. خبر بسته شدن دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران، مثل موجی بزرگی من را در هم کوبید و چنان حسی از ناامیدی را در من ایجاد کرد که بیان آن دشوار است.

از خودم می‌پرسیدم که مگر تمام شب‌های بی‌رحم و بی‌خوابی که من برای کار سپری کرده بودم، بی‌فایده بوده‌اند. به عنوان یک زن جوان افغان، سنگینی این اتفاقات برایم غیرقابل تحمل بود. تصور اینکه نیمی از جمعیت افغانستان، آینده آن، زنده‌ به گور می‌شود، تقریباً باور نکردنی بود.

من و ‌فعالان همراهم از تسلیم شدن به جهل انکار کردیم. ما به خیابان‌ها آمدیم، صدای مان را بلند کردیم و شعارهایی مانند "زن! زندگی! آزادی!" را برای همه فریاد زدیم.

با وجود شجاعت و عزم راسخ مان، اقدامات ما نتیجه مثبتی به همراه نداشت. برعکس، توسط نیروهای مسلح طالبان بازداشت شدیم و فقط پس از پرداخت پول ضمانت آزاد شدیم.

ما بدون ترس از این شکست‌ها به سازمان‌دهی اعتراضات و اعتصاب‌ها برای به چالش کشیدن محدودیت‌ها ادامه دادیم. اما تلاش‌های ما به ندرت نتیجه‌ای مثبت داشت. در مواجهه با چنین سختی و بلاتکلیفی، توانستم به دانشگاه آنلاین افغانستان دسترسی پیدا کنم که در این دوران تاریک، نوری از امید بود. به این ترتیب توانستم تحصیلاتم را ادامه دهم و مشعل آموزش را فروزان نگه دارم.

با نگاه به آینده، همچنان امیدوارم که روزی دانشگاه‌ها دوباره باز شوند و بتوانم با عزم و اراده‌ای راسخ به تحصیلاتم بازگردم. درخواست صمیمانه من از جامعه بین‌المللی این است که اقدامات سریع و قاطعی برای بازگشایی دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها [برای زنان و دختران] در افغانستان انجام دهند. این امر، سنگ بنای یک افغانستان آزاد خواهد بود؛ افغانستانی که از دانش نسلی تحصیل‌کرده غنی خواهد شد.»

داستان بعدی
«در همچون اوقات، زنان هرگز نباید تسلیم شوند، زیرا همیشه راهی برای خروج از سختی‌ها وجود دارد»
 girl sifts through purple zafran flowers on a table