«در همچون اوقات، زنان هرگز نباید تسلیم شوند، زیرا همیشه راهی برای خروج از سختیها وجود دارد»
Athar
«پس از ۱۵ آگست، تمام فرصتها برای زنان از بین رفت و با سقوط جمهوری، تمام رویاها و تلاشهای ما با خاک یکسان شد. در آن روزهای تاریک، احساس میکردم که همه چیز به پایان رسیده و راه پیشرفت و ترقی به روی ما کاملاً بسته شده است. برای لحظهی، ترس و اضطراب بر ذهنم سایه افکند و تصور کردم که از این به بعد زندگی آزادانه گناه محسوب میشود.
در همان لحظه، افغانستان را برای خودم و تمام زنان تحصیلکردهای که آرزو داشتند زندهگی کاری خود را بسازند یا از قبل مشغول به کار بودند، مکان ناامن و غیر قابل تحمل تصور کردم. من که سالها این رویا را در سر داشتم که پس از اتمام تحصیلات به حیث انجنیر ساختمانی برای مردمم کار کنم، با این تغییر ناگهانی دلسرد شدم.
آینده را برای خودم و زنان دیگر تاریک و نامعلوم میبینم، زیرا زنان موفق حق تحصیل و کار را از دست دادهاند. من عمیقاً نگران و خشمگین بودم که فرصتهای زنان و دختران با استعداد کشورمان برای رشد و ارتقا به هدر رفته است.
برای کسی چون من که به نوشتن و شاعری علاقمند است، بیشتر اوقات، خواستههای دلم را از طریق نوشتن و شعر بیان میکنم. این کار همچنین راه خوبی برای فرار از لحظات افسردهگی و شرایط ناخوشایند است.
خانوادهها باید در کنار زنان بایستند، از آنها در خواستن حقوق شان حمایت کنند و در چنین شرایطی زنان را تنها نگذارند. زنان باید از حقوق خود آگاه باشند و از آنها استفاده کنند.
اگر میتوانند، کاروبارهای کوچک آنلاین را راه اندازی کنند تا از نظر اقتصادی، وضعیت اجتماعی و فرصتهای شغلی مأیوس نشوند.
