«با وجود تمام این تهدیدات، حس انساندوستیام اجازه نداد متوقف شوم»
Forogh
«قبل از اینکه طالبان به قدرت برسند، من در یک مکتب دولتی به تدریس شاگردان صنفهای بالا (صنفهای دهم، یازدهم و دوازدهم) مشغول بودم. همچنین، من به حیث معاون رئیس شورای ولایتی کار میکردم. در این سمت، سخت تلاش میکردم تا به مشکلات زنان بپردازم و فرصتهایی برای زنان در سطح ولایتی ایجاد کنم. شوهرم شغلی موفق داشت و ما زندگی خوشی را با هم میگذراندیم.
اما بعد از رویدادهای ۱۵ آگست ۲۰۲۱، سایهای از تاریکی و عدم اطمینان بر زندگی زنان و دختران افغان افکنده شد.
اما تنها چند روز پس از آغاز این فعالیتها، از سوی طالبان مورد آزار و تهدید قرار گرفتم. آنها هشدار دادند که اگر به این فعالیتها ادامه بدهم، هم من و هم شوهرم را زندانی خواهند کرد.
همزمان، از این که مشکلات اقتصادی ما روز به روز بدتر شد، تصمیم گرفتم کیک و شیرینیپزی راهاندازی کنم، اما بدون کمک شوهرم نمیتوانستم این کار را انجام دهم. وقتی با شوهرم در این باره صحبت کردم، ابتدا مقاومت کرد، زیرا زندهگی تحت حاکمیت طالبان آن مردی را که قبلاً به نظراتم احترام میگذاشت، نیز تغییر داده بود.
با اصرار و پافشاری فراوان، موفق شدم نظر او را تغییر دهم. مجبور بودم این کار را انجام دهم زیرا میخواستم برای فرزندانم و زنانی که در محله ما از مشکلات شدید اقتصادی و عاطفی رنج میبردند، درآمدی تأمین کنم.
من امیدوارم روزی بتوانم تواناییهایم را در جامعه آزادانه به کار بگیرم و در همه عرصههای اجتماعی شرکت کنم. همچنین امیدوارم که سازمانهای بینالمللی با ما همکاری کنند و از ما حمایت کنند و تلاشهای ما را به رسمیت بشناسند و این گروه فاسد را که طالبان هستند، مشروعیت ندهند».
