«در یک چشم به هم زدن، از عرش به زمین نزول کردم»

Joweria
وکیل مدافع سابق, پکتیا
A woman stands, draped in a black lace veil.
© Sayed Habib Bidell

«من فارغ‌التحصیل رشته حقوق و علوم سیاسی هستم. در حکومت قبلی، به عنوان وکیل مدافع کار می‌کردم و به مسائل چون حقوق زنان و حقوق کودکان، ازدواج‌های زیر سن قانونی، حل و فصل منازعات و مسائل خانوادگی می‌پرداختم و از حقوق زنانی که در خانه‌های امن پناه می‌بردند، دفاع می‌کردم.

اکثرا از سوی خانواده‌هایی که با دفاع من از حقوق دخترانشان مخالف بودند، تهدید می‌شدم. با وجود این، احساس افتخار می‌کردم چون می‌توانستم به زنان هموطنم کمک کنم، صدای آنها باشم و از حقوقشان دفاع کنم.

با این حال، در ۱۵ اگست، تاریکی مطلق زندگی دختران افغان را فرا گرفت. به عنوان صدای زنان و کودکان افغان، همیشه خواهان برقراری عدالت بودم. صدها قضیه را به تنهایی دنبال کردم، اما متأسفانه امروز حتی از ابتدایی‌ترین حقوق خودم محروم هستم.

امروز به خاطر زن بودن در خانه خود زندانی هستم. بدتر از آن، با تهدیدات امنیتی شدیدی روبرو شدم که مرا مجبور به ترک خانه‌ام کرد. جایی که سال‌ها زندگی کرده بودم و مورد احترام همه بودم، دیگر برایم امن محسوب نمیشد. حتی هوایش هم برایم خفه‌کننده شده بود. به همین دلیل مجبور شدم به مکان دیگری نقل مکان کنم و هویت خود را پنهان کنم. در یک چشم به هم زدن، از عرش به زمین نزول کردم و روزی رسید که حتی توان پرداخت ۱۰ افغانی برای پرداخت کرایه وسیله نقلیه شهری را هم نداشتم.

بعض اوقات امیدی به زندگی بهتر یا آینده‌ای بهتر ندارم، چون هر روز شرایط بدتر و محدودیت‌ها بیشتر می‌شود.

صدایم را بارها بلند کرده‌ام تا شرایط کنونی تغییر کند. در بسیاری از اعتراضات برای حقوق دختران و زنان شرکت کرده‌ام، به دنبال راه‌حل‌ها بوده‌ام و تلاش کرده‌ام از بن‌بست کنونی خارج شویم. از کوچه‌ای به کوچه‌ای دیگر در شهر قدم زده‌ام، تا صبح بیدار مانده‌ام. اما اینجا انگار گوش‌ها کر و چشم‌ها کور هستند. کسی ما را نمی‌بیند و صدایمان را نمی‌شنود. با این حال، می‌دانم که در نهایت موفقیت از ما خواهد بود.

به‌طور مخفیانه و دور از چشم طالبان، از خانه‌ام فرصت‌های آموزشی برای چند دختر که از حق تحصیل محروم هستند، فراهم کرده‌ام. پول قرض گرفته‌ام تا از تحصیل شاگردانم حمایت کنم، حتی برایشان خودکار خریدم. در هوای نسبتاً سرد و با لباس‌هایی نه چندان گرم به شهر رفتم تا تعدادی خودکار و کتابچه‌ به دانش‌آموزان دختر بدهم و آنها را تشویق کنم که به یادگیری ادامه دهند و رویاهایشان را از نو رسم کنند.

به مردان جامعه‌مان می‌گویم که آموزش یک زن به مثابه آموزش هفت نسل بعدی است.

ما از سازمان ملل متحد توجه بیشتری می‌خواهیم. لطفاً زنان و دختران افغان را فراموش نکنید. هرگز طالبان را به‌عنوان دولت به رسمیت نشناسید، زیرا اگر به رسمیت شناخته شوند، شرایط بهتر نخواهد شد و فقط بدتر می‌شود.»

داستان بعدی
«مجبور شدم فرزند شش‌ماهه‌ام را به قیمت ۵۰ هزار افغانی بفروشم»
A baby girl is half visible through a swaddle.