«مجبور شدم فرزند شش‌ماهه‌ام را به قیمت ۵۰ هزار افغانی بفروشم»

Karima
افسر سابق پولیس, غور
A baby girl is half visible through a swaddle.
© Sayed Habib Bidell

«قبل از آگست ۲۰۲۱، من افسر پولیس بودم و عاید نسبتاً خوبی داشتم که به من اجازه می‌داد مشکلات خود را حل کنم و خانواده‌ام را حمایت کنم. اما زمانی که طالبان به قدرت رسیدند، دیگر اجازه کار به من ندادند. شوهرم چند سال پیش در یک حادثه ترافیکی یکی از پاهایش را از دست داد و قادر به کار نیست. بنابراین، من نان‌آور اصلی خانواده‌ام شدم.

من مادر پنج فرزند هستم و بزرگ‌ترین پسرم ۱۰ ساله است. به دلیل نداشتن عواید در خانه، مجبور شدم فرزند شش‌ماهه‌ام را به قیمت ۵۰ هزار افغانی بفروشم تا بتوانم مخارج زندگی دیگر اعضای خانواده‌ام را تامین کنم. با این حال، پس از مدتی، پولی که از فروش فرزندم به دست آورده بودم، تمام شد و مجبور شدم به کارهای شاقه و دشوار روی بیاورم تا بار سنگین زندگی را بدوش بکشم.

اولین کارم این بود که تصمیم گرفتم یک نانوایی خانگی در محله‌ام باز کنم. حتی مجبور شدم تنوری را که برای پخت نان استفاده می‌کردم، به صورت قرضه بخرم و به قرض‌دهنده قول دادم که قرض اش را به مرور زمان با درآمد کسب‌وکار کوچک خود پرداخت کنم. نانوایی‌ام را با یک بوجی آرد آغاز کردم. هر روز نان می‌پختم و به بازار می‌بردم تا بفروشم.

متأسفانه، بعد از مدتی طالبان به من اجازه ندادند که به بازار بروم و نان بفروشم و گفتند که نمی‌توانم بدون اجازه آنها بیرون از خانه کار کنم. طالبان به من اطلاع دادند که آنها افراد فقیر را شناسایی خواهند کرد و به آنها ماهانه ۲ هزار افغانی می‌پردازند، اما اجازه ندارند که برای کار از خانه بیرون شوند.

چون راه دیگری نداشتم، پیشنهاد طالبان را قبول کردم. آنها نامم را ثبت کردند و برای دو ماه به من ماهانه ۲ هزار افغانی پرداخت کردند. با این حال، مدتی است که دیگر به من پول نمی‌دهند و دلیلش را کمبود بودجه ذکر کرده‌اند.

در این شرایط نمی‌دانم چه کنم. زمستان نزدیک است و من هیچ پولی برای خرید مواد سوختی ندارم. چهار ماه است که کرایه خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم را نپرداخته‌ام. شوهرم معلول است و من نان‌آور خانه‌ام که در شرایط اقتصادی بسیار دشواری دست‌وپنجه نرم می‌کنم. حتی بدتر از آن، گاهی از سوی افراد ناشناس به خاطر کار سابقم در حکومت تهدید می‌شوم و می‌ترسم که بمیرم و فرزندانم بدون سرپرست چگونه زندگی خواهند کرد.

به‌عنوان یک زن افغان که سال‌ها به مردم و جامعه‌اش خدمت کرده، از جامعه جهانی و سازمان‌های حقوق بشر می‌خواهم که به صدای زنان افغان گوش دهند و طالبان را وادار کنند که حقوق زنان افغان را رعایت کنند. اگر جامعه جهانی به صدای زنان افغان گوش ندهد و ما را تنها بگذارد، شاهد نابودی ما خواهند بود.»

داستان بعدی
«قلبم از بار این محدودیت‌ها سنگین شده است»
A masked and veiled young woman in coloured outfit stands, barely visible through a broken screened window.