ما سزاوار توجه جامعه بین المللی هستیم.

Kubra
فعال مدنی کابل, کابل
© Kiana Hayeri

به حیث یک زن کارمند رسمی و یک شهروند فعال، حذف شدن از زندگی عامه برای من بسیار زیاد دشوار تمام شد و نتوانستم به اهدافی که برای خود تعیین نموده بودم، دست یابم. واقعاً برایم مایوس کننده است. پس از سال ‌ها کار و مطالعه دوامدار و کوشش های فراوان برای دستیابی به اهدافی که تعیین کرده بودم، اکنون وادار شدم که در خانه بنشینم و هر چیز را به یکبارگی از دست دهم، بی نهایت مرا افسرده ساخته و بدون آنکه برای تحول مثبت امیدوار باشم احساس بی ارزشی و ضعیفی می کنم.

من صاحب دو فرزند هستم. چون مجبور هستم در خانه بنشینم، حس می کنم نمی توانم مانند گذشته با فرزندانم تعامل داشته باشم. من نمی توانم آنچه را که راجع به یک شهروند فعال و موثر آموخته بودم، به فرزندانم انتقال دهم، همه اینها شدیداً یک زن را متضرر می سازد.

در روز های نخست پس از روی کار آمدن طالبان، در شهر قدم می زدم و آنچه توجه مرا به خود جلب نمود این بود که فضای شهر چه از نگاه لباس تحمیل شدۀ طالبان و چه از نگاه رفتار آنان با مردم، به یک فضای وحشتناک مبدل شده بود، البته این برداشت شخصی من است. فضای مذکور آگنده از ترس و اختناق بود. مردم نمی ‌توانستند آزادانه گشت و گذار کنند، خصوصاً پس از تاریک شدن هوا.

به نظر من طالبان یک گروه دهشت افگن و خفه کننده است، که از تمدن، دانش و انکشاف اصلاً چیزی نمی داند و به شدیداً متعصب و انحصارگرا  هستند طینت این گروه با خشونت گره خورده است. آنان برای حل مسالمت آمیز یک مسئله هیچ سرنخی ندارند. 

برگشت طالبان به قدرت، مشکلات فراوانی را برای هموطنان ما به ارمغان آورده است. مشکل اساسی فقر و ورشکستگی اقتصادی می باشد. مردم روز به روز از لحاظ اقتصادی ضعیفتر می شوند. دلیل عمدۀ آن اینست که طالبان تجربه حکومتداری ندارند و از جانب دیگر جامعه جهانی آنها را به رسمیت نمی پذیرند و مردم از لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار دارند.

دختران اجازه ندارد که به مکتب بروند و تحصیلات شان را ادامه دهند. جوانان، اعم از دختران و پسران انگیزه آموزش را از دست داده اند. دلیل عمدۀ آن اینست که آموزش به گونه قابل ملاحظه بی کیفیت شده است. همه اینها به خاطریست که طالبان زمام امور کشور را به دست گرفته اند. 

بدترین خاطره من که هرگز نمی توانم آنرا فراموش کنم اینست که روزی خواهرم که متعلم صنف هشتم بود با چشمان پر از اشک و یک دنیا یاس و ناامیدی از مکتب به خانه برگشت. آن روز به خواهرم و تمام شاگردان بالاتر از صنف هفتم گفته شده بود که تا اطلاع ثانی نمی توانند به مکتب بروند. خواهرم که شاگرد ممتاز مکتب خود بود، از آن روز به بعد رنج های زیادی را متحمل شد. او حالا هم شدیداً رنج می کشد. او هنوز امیدوار است که روزی فرا خواهد رسید که دوباره دروازه های مکاتب به روی دختران باز شوند.

با در نظر داشت وضعیت کنونی کشور، من یک آینده تاریک را پیش‌بینی می کنم و برای خودم و خانواده ام در این کشور هیچ بهبود نمی بینم. تمام پلان های که من و شوهرم برای بهبود زندگی فرزندان و زندگی ما داشتیم، به حالت تعلیق درآمدند. هیچ کدام ما تصور کرده نمی توانیم در همچو شرایط پیشرفتی داشته باشیم.

بار دگر افغانستان تحت حاکمیت طالبان با خطر فروپاشی و انزوا روبرو است. طالبان از لحاظ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نقاط ضعف جدی دارند. واضح است که آینده ما تاریک به نظر می رسد. کشور شدیداً به عقب برگشته است، که برای همگان مایوس کننده می باشد.

طوریکه میدانیم زنان نیمی از پیکر جامعه را تشکیل می دهند، هرگز نمی توان آنها را حذف نمود. تلاش در این راستا به جایی نمی رسد. متأسفانه زنان از محدودیت ها و اشکال مختلف خشونت رنج می برند، که روحیه زنان را تضعیف نموده است. بناءً، من باورمند هستم که زنان افغان سزاوار توجه جامعه جهانی هستند.

داستان بعدی
به نظر من، بدون زن هیچ کشور زیبایی ندارد.