من به کلی باور دارم که ما می توانیم با توانمندسازی زنان، یک ملت را توانمند سازیم
Maryam
من ریاست یک انجمن جامعه مدنی زنان و یک نهاد صلح و انکشاف را بر عهده دارم، که از طریق آنها بیش از 8000 نفر را رهبری می نمایم و اکثریت آنان را زنان و دختران تشکیل می دهند.
من از سال 2000 بدینسو، با نهاد های ملی و بین المللی که برای زنان و جوانان افغان خدمات عرضه می کنند و آنها را در دستیابی به حقوق داشتن یک زندگی مرفه یاری می رساند، ایفای وظیفه نموده ام. تجارب مسلکی من در بخش های مختلف به بیش از 22 سال می رسد، که 12 سال آن را مستقیماً با جوامع محلی ذیربط سپری نموده ام و به حیث مسوول بخش روانی - اجتماعی، مشاور جنسیت/جندر، مدیر عمومی، کارمند اجتماعی، مسوول محافظت ساحوی و تسهیل کننده ولایتی وظیفه اجرا نموده ام.
پس از روی کار آمدن طالبان، ادامه فعالیت ها برایم بسیار دشوار شد، چون یکی از نهاد های جامعه مدنی و انجمن را رهبری می نمودم، اما به شکلی از اشکال توانستم برای مدت شش ماه فعالیت های مربوطه را ادامه دهم. پس از آن، جواز نهاد جامعه مدنی و انجمن من منقضی گردید و طالبان فعالیت های نهاد های جامعه مدنی را در سرتاسر افغانستان متوقف نمودند.
طی 20 سال گذشته، ما از طریق فعالیت ها و خدمات مختلف برای زنان به جامعه خدمت نموده ایم. ما شورا های زنان (شورا های مشورتی) را ایجاد نموده بودیم و به صورت مستقیم و غیرمستقیم از تشبثات کوچک زنان در مناطق روستایی و شهری حمایت می نمودیم و آنها را کمک می کردیم. سپس، تمام این فعالیت های که برای زنان ارائه می شد به صورت آنی متوقف گردید و نه تنها من، بلکه شماری زیادی از زنان در اثر این تحول آنی که در کشور اتفاق افتاد، با بحران اقتصادی روبرو هستیم.
عمده ترین مسئله برای من امنیت و مصونیت من است، چون من یک تن از فعالان اجتماعی و مدنی بودم.
قبل از ممنوعیت مؤرخ 24 دسامبر، چند رویداد و فعالیت برای زنان ترتیب نموده بودم. با حمایت مالی دفتر معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، گروه های کوچک زنان و دختران را به منظور اطلاع رسانی و آگاهی دهی در مورد حقوق بشر و حقوق زنان و در میان گذاشتن مشکلات و نگرانی های آنان دور هم جمع نموده بودم. من قادر به این شدم که رویداد های متذکره را بدون هماهنگی طالبان تنظیم نمایم. اما پس از ممنوعیت مؤرخ 24 دسامبر، فعالیت های من به طور کامل متوقف گردیده اند.
هرگاه وضعیت به همین منوال پیش برود، به یقین گفتته می توانم که ما زنان احساس درماندگی خواهیم کرد. برای دختران فرصت های آموزشی و برای زنان فرصت های شغلی وجود ندارد. این وضعیت واقعاً بالای روح و روان ما پیامد های ناگوار دارد. من برای آینده چندان امیدوار نیستم.
هیچکس در افغانستان از زنان حمایت نمی کند. اما اگر جامعه بین المللی و نهاد های ذیربط سازمان ملل متحد خواسته باشند، آنها می توانند از ما حمایت کنند.
پیام من به جامعه جهانی اینست که این بار اول نیست که افغانستان با روز های دشوار دست و پنجه نرم می کند. از تقریباً 40 الی 50 سال بدینسو افغان ها، خاصتاً زنان افغان با بحران ها و دشواری های متعدد روبرو بوده اند.
