تا کی باید سکوت نمود؟ باید در مقابل طالبان ایسادگی کنیم و حقوق خود را از آنان مطالبه نماییم.
Samira
زمانیکه طالبان به قدرت نرسیده بودند، ما از حق آموزش برخوردار بودیم، که برای زنان غنیمت بود. همزمان به آمدن اینها، زنان و دختران اجازه مکتب رفتن ندارند.
تمام دختران و زنان می پرسند که چرا طالبان به همچو کار ها دست می زنند؟ آیا ما انسان نیستیم که حق آموزش داشته باشیم؟
و در های مکاتب به روی ما مسدود شده اند. این خیلی سخت و طاقت فرسا است زمانیکه در جریان آموزش قرار داشته باشید و همه چیز به صورت آنی تغییر نماید. شما به یکبارگی از حق تحصیل و حق کار محروم شوید. از روزی که طالبان حاکمیت را به دست گرفته اند، تمام مردم به شدت افسرده شده اند. من یک احساس بسیار بد دارم، در صنف دوازدهم قرار داشتم و امید ها و آرزو های فراوانی در سر می پرورانیدم، اما بدبختانه نتوانستم به تحصیلاتم ادامه دهم.
از طفولیت آرزو داشتم معلم شوم. قبل از این به مکتب می رفتم، اما حالا خانه نشین شده ام. به خاطر تنهایی و خستگی قالین بافی می کنم. قبل از روی کار آمدن طالبان، قالین بافی بلد نبودم. سه ماه بعد از ورود آنها قالین بافی را آغاز کردم. من در سن جوانی ازدواج کرده ام، بناءً باید اینرا می آموختم که مخارج زندگی بچه هایم را چگونه تامین نمایم.
همزمان با حاکمیت طالبان، ما تمام امید های خود را از دست دادیم. هیچ امیدی برای آموزش در آینده وجود ندارد، شماری از دختران هنوز هم امیدوار هستند، آنان فکر می کنند که مکاتب به روی آنها بازگشایی خواهد شد. دیدن این همه دختران که در انتظار باز شدن مکاتب به سر می برند، واقعاً دلگیر کننده است.
من آینده زنان افغان را تاریک می بینم.
قبلاً زندگی می کردیم و از حق زندگی کردن برخوردار بودیم، اما اکنون از هر چیز محروم هستیم. ما هیچ جایی برای تفریح، لذت بردن از سرگرمی و یا میله نداریم. آینده ما در افغانستان تاریک به نظر می رسد. حتی برای ما یک فلم در تلویزیون وجود ندارد که تماشا کنیم. هر روز یک داستان غم انگیز جدید می شنویم: زنان نباید از خانه بیرون شوند و باید برقع بپوشند! زندگی کردن در همچو شرایط ناممکن به نظر می رسد.
تحت حاکمیت طالبان، افغانستان هیچ آینده ندارد.
مردم افغانستان حرف های زیادی برای گفتن دارند. آرزوی تمام آنها اینست که روزی از خواب برخیزند و ببینند که طالبان دیگر وجود ندارد. مردم آرزو دارند که روزی افغانستان بهبود خواهد یافت و آنها قادر خواهند بود به مکتب بروند.
من از آنها تصویر خوبی در ذهن ندارم. روی به خانه یکی از دوستانم رفته بودم، آنها برایم گفتند که طالبان یک مرد را به خاطری اینکه چرا زنی که او را همراهی میکرد حجاب ندارد، در حالیکه او حجاب هم داشت، مورد لت و کوب قرار داده اند!
آنها خود شان با زنان مشکل دارند. آنها نمی خواهند که زنان از خانه بیرون شوند و یا از حق تحصیل برخوردار باشند. آنان زندگی را برای زنان تنگ می سازد. بناءً، من همیشه در ذهن خود از آنان یک تصویر بسیار بد داشته ام.
به نظر من زنان باید خود شان از حقوق خود دفاع نمایند. تا کی باید سکوت نمود؟ باید در مقابل طالبان ایستادگی کنیم و حقوق خود را از آنان مطالبه نماییم.
