«من از اسارت کنونی بیشترین استفاده را می‌برم»

Negina
دانشجوی که استاد شد, بامیان
Photo: Sayed Habib Bidell
© Sayed Habib Bidell

«من ۱۵ ساله هستم. متأسفانه بعد از اینکه طالبان به قدرت رسیدند، نتوانستم تحصیلات خود را نه تنها در مکتب دولتی، بلکه در کورس های خصوصی نیز ادامه بدهم. اگر شرایط مثل قبل بود، اکنون من در صنف یازدهم می‌بودم و برای امتحان کانکور آماده می‌شدم. 

مدتی را با افسردگی شدید سپری کردم، اما با کمک خانواده‌‌ام توانستم روحیه‌ ‌ام را دوباره به دست بیاورم و شروع به مطالعه چندین کتاب نمودم. تاکنون توانسته‌ام برای اولین بار ۲۰ کتاب آموزشی را مطالعه کنم و بارها به مرور آن‌ها بپردازم. در عین حال، سعی می‌کنم از خواهر بزرگترم خیاطی یاد بگیرم. من موفق شدم با دوختن  انواع لباس مختلف، هزینه خرید یک تخته سفید را دریافت کنم.

همزمان در شش ماه گذشته، به ۱۲ کودک همسایه که به دلایلی مانند فقر یا مشکلات دیگر نتوانستند به مکتب بروند، تدریس می‌کنم. ما روزانه به مدت یک ساعت در یکی از اتاق‌های خانه‌‌مان صنف درسی برگزار می‌کنیم. من به شاگردانم مضامینی مثل ریاضی و دری را تدریس می‌کنم، و خوشبختانه اکنون آن‌ها می‌توانند بخوانند و بنویسند. 

با وجود نگرانی‌هایم درباره آینده خودم، وقتی شاگردانم را می‌بینم که با کمک من توانسته ‌اند چیزی یاد بگیرند و میل به آموزش دارند، برای من روحیه بخش است. به خودم می‌گویم که گرچه طالبان من را از تحصیل محروم کرده‌اند، اما من توانستم به ۱۲ نفر دیگر آموزش دهم‌ ، و این نوع از مبارزه با جهل و بی‌سوادی با گذر زمان پیروز خواهد شد.

گاهی اوقات نگرانی هایم بر من سنگینی میکند، اما سرم را بالا می‌گیرم و به خودم قول می‌دهم که به آرزوهایم خواهم رسید. من دوست دارم که در آینده به عنوان گوینده رسانه یا میزبان برنامه تلویزیونی کار کنم، به همین دلیل دایره لغات و دانشم را از طریق مطالعه گسترش می‌دهم. 

من از این اسارت کنونی بیشترین استفاده را می‌برم. در این روزهای محرومیت، به دو ارزش اساسی پی برده‌ام: مبارزه برای آزادی، هرچند دشوار اما پاداش‌دهنده است و هر انسانی باید این ارزش را دنبال کند. و دوم اینکه هیچ فداکاری شیرین‌تر از فداکاری برای آزادی نیست.

پدرم دهقان است و مادرم خانم خانه. پدرم نمی‌تواند مانند گذشته مخارج خانه را تأمین کند، بنابراین تلاش می‌کنم با دوختن لباس مقداری پول پس‌انداز کنم تا بتوانم معلم خصوصی استخدام کنم و انگلیسی بیاموزم. هدف نهایی من این است که یک بورسیه تحصیلی به دست بیاورم و تحصیلات عالی خود را در یک دانشگاه معتبر در خارج از کشور ادامه دهم. 

ما دخترانی هستیم که با آزادی و حقوق بشری زندگی کرده‌ایم و هنوز هم برای آنچه حق ماست، یعنی آزادی و برابری، مبارزه می‌کنیم. نسل‌های آینده قربانی این بحران نخواهند بود. امروز تمام آنچه می‌توانم انجام دهم این است که امیدوار بمانم، به مطالعه ادامه دهم و تمام تلاشم را بکنم تا افراد بیشتری را به این کاروان تحول دعوت کنم.»
داستان بعدی
«در حالی‌ که دختران در کشورهای دیگر هر روز بدون هیچ مانعی به مکاتب می‌روند، برای من این دیگر فقط به یک رؤیا مبدل شده است»
A veiled and masked girl sits at a sewing machine on a red carpet in a dimly lit room.