«من از اسارت کنونی بیشترین استفاده را میبرم»
Negina
«من ۱۵ ساله هستم. متأسفانه بعد از اینکه طالبان به قدرت رسیدند، نتوانستم تحصیلات خود را نه تنها در مکتب دولتی، بلکه در کورس های خصوصی نیز ادامه بدهم. اگر شرایط مثل قبل بود، اکنون من در صنف یازدهم میبودم و برای امتحان کانکور آماده میشدم.
مدتی را با افسردگی شدید سپری کردم، اما با کمک خانوادهام توانستم روحیه ام را دوباره به دست بیاورم و شروع به مطالعه چندین کتاب نمودم. تاکنون توانستهام برای اولین بار ۲۰ کتاب آموزشی را مطالعه کنم و بارها به مرور آنها بپردازم. در عین حال، سعی میکنم از خواهر بزرگترم خیاطی یاد بگیرم. من موفق شدم با دوختن انواع لباس مختلف، هزینه خرید یک تخته سفید را دریافت کنم.
همزمان در شش ماه گذشته، به ۱۲ کودک همسایه که به دلایلی مانند فقر یا مشکلات دیگر نتوانستند به مکتب بروند، تدریس میکنم. ما روزانه به مدت یک ساعت در یکی از اتاقهای خانهمان صنف درسی برگزار میکنیم. من به شاگردانم مضامینی مثل ریاضی و دری را تدریس میکنم، و خوشبختانه اکنون آنها میتوانند بخوانند و بنویسند.
گاهی اوقات نگرانی هایم بر من سنگینی میکند، اما سرم را بالا میگیرم و به خودم قول میدهم که به آرزوهایم خواهم رسید. من دوست دارم که در آینده به عنوان گوینده رسانه یا میزبان برنامه تلویزیونی کار کنم، به همین دلیل دایره لغات و دانشم را از طریق مطالعه گسترش میدهم.
پدرم دهقان است و مادرم خانم خانه. پدرم نمیتواند مانند گذشته مخارج خانه را تأمین کند، بنابراین تلاش میکنم با دوختن لباس مقداری پول پسانداز کنم تا بتوانم معلم خصوصی استخدام کنم و انگلیسی بیاموزم. هدف نهایی من این است که یک بورسیه تحصیلی به دست بیاورم و تحصیلات عالی خود را در یک دانشگاه معتبر در خارج از کشور ادامه دهم.
