«حکومت ضد-زن طالبان در این جامعه مردسالار بدون شک زندگی وحشتناکی را برای من رقم زد»

Noorhaya
نانوا, نیمروز
A veiled older woman sits next to a wall with a flower painted on it.
© Sayed Habib Bidell

«من نورحیا هستم، ۲۰ سال دارم و دو خواهر کوچکتر و یک مادر معلول دارم. من تنها نان‌آور خانواده‌ام هستم چون پدر ندارم که ما را حمایت کند.

قبل از اگست ۲۰۲۱، من به عنوان نانوا در یک نانوایی زنانه در ولایت نیمروز کار می‌کردم، و با درآمد ناچیزی که داشتم، به نحوی می‌توانستم نیازهای خانواده‌ام را برآورده کنم. 

اما سقوط حکومت جمهوری به دست طالبان همه داشته هایم را در زندگی‌ام نابود کرد. زمانی که طالبان به قدرت رسیدند، ترس و وحشت وجودم را فرا گرفت، چون نمی‌دانستم چه سرنوشتی در انتظارم است. حکومت ضد-زن طالبان در این جامعه مردسالار بدون شک زندگی وحشتناکی را برای من رقم زد.

من تقریباً یک ماه پس از سقوط، با ترس و اضطراب زیادی به کار در نانوایی ادامه دادم. طالبان یا کاملاً زن‌ها را از تمام مکان‌هایی که مردان و زنان با هم کار می‌کردند بیرون کردند، یا آن مکان‌ها را بستند. در محل کار ما، علاوه بر من، دو زن دیگر و چندین کارمند مرد نیز حضور داشتند. 

تاریخ دقیق اخراجم از کار را به یاد ندارم، اما در اواخر سپتمبر ۲۰۲۱ بود که گروهی از چهار طالب وارد محل کارم شدند و به صاحب کار من گفتند که اگر زنان شاغل را در نانوایی ببینند، آن را کاملاً خواهند بست. سپس، ما را با تحقیر و خشونت شدید از نانوایی بیرون کردند. 

من مجبور شدم دوباره به دنبال کار بگردم، زیرا کار نکردن معادل با مرگ خانواده‌ام از گرسنگی بود. یکی از دوستانم پیشنهاد کرد که به یکی از مقامات طالبان مراجعه کنم و با او صحبت کنم، شاید دلش به رحم بیاید و اجازه دهد که دوباره در نانوایی مشغول به کار شوم. 

به توصیه دوستم، به یکی از مقام طالبان که در یک اداره دولتی کار می‌کرد، مراجعه کردم و مشکلاتم را توضیح دادم. با این حال، تنها پاسخی که از آن مرد نفرت‌انگیز دریافت کردم، پیشنهاد ازدواج بود. او می‌خواست باوجود آنکه دو زن داشت با من نیز ازدواج کند. با قلب شکسته به خانه برگشتم و دیگه هیچ امیدی نداشتم. اگر بخاطر خانواده‌ام نبود، حتماً حالا خودکشی کرده بودم.

از آن زمان تاکنون در خانه‌های مردم با تحمل تحقیر و در اوج ناامیدی غیر قابل وصف کار می‌کنم و چاره‌ای جز تحمل ندارم. امیدوارم که حداقل شرایط برای خواهران کوچکترم تغییر کند و آن‌ها هرگز طعم تلخ این شرایط را نچشند.

من از جامعه بین‌المللی می‌خواهم که از ما زنان و دختران افغان و از ماهیت مبارزه ما برای تامین حقوق بشری ما حمایت کنند، زیرا در غیر این‌صورت، ما زنان قربانی سیاست این گروه بی‌رحم و غیرانسانی خواهیم شد.»

داستان بعدی
«گذر هر روز برای من و دخترم به مثابه مرگ تدریجی است»
A mother sets a pot of water to boil over a gas cylinder, her young daughter visible next to her, from a side angle.