آرزو دارم روزی دختران و زنان افغان بتوانند به آموزش خود ادامه دهند و هر کاری را بدون زور یا هراس انجام داده بتوانند. این رویای من و آرزوی تمام دختران افغان است.

Paksima
قابله، در ولایت هرات

"آرزو داشتم در رشته طب درس بخوانم، اما قادر به پرداخت هزینه آن نبودم. پس از آنکه از مکتب فارغ شدم، مدت چهار سال درس

خواندم تا سند قابلگی را به دست آوردم. از آن زمان تا کنون بیش از 500 تن زنان را در ولادت کمک کرده ام. ما مراقبت های قبل، بعد

و در جریان ولادت را ارائه می نماییم.

بالاخره، در یکی از مؤسسات غیردولتی استخدام شدم و اکنون نیز در آنجا مصروف کار هستم. چون در حال حاضر کار کردن در

مؤسسات غیردولتی ممنوع است، بناءً از خانه کار می کنم.

همچنان، سال های قبل با مکاتب کار می کردم و شماری زیادی از شاگردان را از ولایات و مناطق دوردست مانند نورستان دور هم جمع

می نمودم. ما آنها را به کابل انتقال می دادیم و در مکتب ثانوی ما که از خوابگاه و اساتید مجرب برخوردار بود، شامل می ساختیم. در

آنجا به آنها قابلگی تدریس می کردیم و آنها در این عرصه در ساحه کار می کردند. ما زنان حامله را نیز کمک می‌کردیم، زیرا در

مناطقی که این شاگردان زندگی می‌کردند، زنان به مراکز صحی دسترسی نداشتند، بناءً ما از زنان مراقبت می کردیم.

قبل از روی کار آمدن طالبان، ما می توانستیم به هر جایی که خواسته باشیم مسافرت نماییم و در رشته مورد علاقه خود تحصیل نماییم.

اما، اکنون من نمی توانم تحصیلاتم را ادامه دهم. یک وظیفه دریافت کردم و تمام معاش یک ساله ام را به خاطر خواندن رشته طب به

کی از پوهنتون/دانشگاه ها پرداخت نمودم، اما قبل از اینکه بتوانم تحصیلاتم را به اتمام برسانم، پوهنتون/دانشگاه ها تعطیل شدند که یک

عقب گرد بزرگ در زندگی ام به حساب می رود.

;دوم اینکه محدودیت‌ های تحمیل شده بالای زنان، به گونۀ قابل ملاحظه ما را از لحاظ روانی متاثر ساخته است و هیچ اطمینانی وجود ندارد که در آینده چه چیز اتفاق خواهد افتاد. در زندگی ما از لحاظ مالی، اجتماعی و روانی تغییرات زیادی رونما گردیده است

برای من خیلی حایز اهمیت است که دروس خود را ادامه دهم و به وظیفه برگردم. همچنان، می خواهم برای خانواده ام یک وظیفه

عالی انجام دهم، زیرا یک فرزند خردسال دارم که شدیداً به کمک من نیاز دارد. چون من از خانواده ام سرپرستی می کنم، پس یگانه

خواست من برگشت به وظیفه است.

هنوز هم از خانه کار می کنم، اما متاسفانه قادر نیستیم مانند گذشته برای دختران و زنان کار کنم.

تمام مؤسسات غیردولتی و نهاد های ذیربط سازمان ملل متحد باید از زنان و دختران افغان حمایت نمایند، زیرا ما در وضعیت بدی قرار

داریم.

دختران و زنان افغان دلیر هستند و مستحق یک آینده روشن می باشند. زنان و دختران افغان همیشه برای تحقق رویا های شان ابتکار

عمل را به دست گرفته اند، اما بدبختانه در حال حاضر با مشکلات روانی و عاطفی دست و گریبان هستند و شدیداً نیاز به کمک دارند.

به باور من، باید در قدم نخست به زنان نان آور خانواده فرصت داده شود تا مسوولیت های شان را انجام دهند.

از سازمان ملل متحد و سایر نهاد ‌های بین‌المللی خواهانم که در کنار افغانستان و زنان افغان بایستند، و حمایت شان را بیش از هر زمان دیگر گسترش دهند، زیرا ما به شما نیاز داریم و با کمک شما خواهیم توانست در راستای دستیابی به حقوق خود مبارزه نماییم
داستان بعدی
"زندگی من در مجموع تغییر کرده است. من قادر به انجام کاری های نیستم که در گذشته آنرا انجام داده می توانستم و زنان در تمام ابعاد زندگی با محدودیت روبرو هستند".