«من تصمیم گرفتم ایستادگی کنم زیرا باید میان زندگی و مرگ یکی را انتخاب میکردم»
Rukhsar
«احساس میکردم با گذشت هر روز به هدفم نزدیکتر میشوم، اما متاسفانه نتوانستم به آن برسم. من محصل طب بودم و همزمان در یکی از شفاخانههای جوزجان کار میکردم. هرگز فکر نمیکردم که طالبان دوباره به قدرت برسند.
در دوران حکومت قبلی طالبان، ما به ایران مهاجرت کرده بودیم، زیرا همواره از ظلم آنها بر مردم میشنیدیم. متاسفانه، تاریخ دوباره تکرار شد و ما نیز همان مسیری را که والدینمان طی کرده بودند، تجربه کردیم و همان تلخیها را چشیدیم.
در راه بازگشت از شفاخانه بودم که خبر سقوط شهر همه جا پیچید. مردم نگران بودند و تمام شهر در سکوت ترسناک فرو رفته بود. جاده های خالی و قصه هایی که از والدینمان شنیده بودیم، اکنون واقعیت زندگی ما شده بودند. بالاخره به خانه رسیدم و هر جا را که نگاه میکردم، ترس و ناامیدی را میدیدم. هیچکس نمیتوانست تصور کند که در لحظات بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. مادرم را در آغوش گرفتم و از ترس برای آیندهای نامعلوم و آرزوهای برآورده نشدهام، گریه کردم.
کسی جرأت نداشت از خانههایشان بیرون شود، و با گذشت هر روز محدودیتها بیشتر میشدند. مکاتب بسته شدند و دختران دیگر اجازه رفتن به دانشگاه را نداشتند. کاردر ادارات دولتی برای زنان محدود شد و من شغلم را از دست دادم.
سرانجام، توانستم به عنوان ناظر و کنترلکننده در پروژههای صحی برای یک موسسه خارجی شروع به کار کنم.
یک روز از جانب موسسه که در آن کار میکردم، برای نظارت بر پروژههای صحی به فاریاب اعزام شدم. زمانی که به منطقه رسیدم، به دلیل نداشتن محرم مورد توهین و تحقیر بسیاری از مردم منطقه قرار گرفتم تا جایی که والی ولایت قصد بازداشت مرا داشت. خوشبختانه، با کمک یکی از دوستانم موفق به فرار شدم. همیشه از تصور اینکه دوباره با چنین اتفاقی مواجه بشوم در ترس و هراس به سر میبردم، [ اگرچه حال دیگر قادر به ادامه کار نیز نیستم].
زنان افغان هم از منظر ذهنی و هم روحی در شرایط سختی به سر میبرند. زنان نیمی از این جامعه اند و امروز درد و مشقت را تجربه میکنند که نه تنها بر آنان، بلکه بر تمام ساختار جامعه تأثیر میگذارد.
جامعه جهانی باید به این موضوع بهعنوان یک مسئله سیاسی نگاه کند و در برابر آن بیتفاوت نباشد و نگذارد طالبان از زنان به عنوان ابزار برای دستیابی به اهدافشان استفاده کنند. ما ابزار نیستیم. ما انسانهایی با احساسات و آرزوها هستیم. ما میخواهیم زندگی کنیم. لطفاً حق زندگی را از ما نگیرید».