«من به این چالش ها به عنوان فرصتهایی برای پیشرفت و قویتر شدن خود مینگرم»
Sadaf
«نام من صدف است و ۱۸ سال دارم. سفر من به دنیای نویسندگی از زمانی آغاز شد که تقریباً ۱۵ ساله بودم. من با انگیزهای قوی برای استفاده از قدرت کلمات برای پرداختن به چالشهای زنان حرکت کردم.
در خانواده ما، تنها پدرم میتواند بخواند و بنویسد. کسی را نداشتم که مرا در علاقهام به نوشتن تشویق کند. در واقع، پدرم به شدت مخالف آرزوهای نویسندگی من بود. او همیشه میگفت: «استعدادهایت را در جای دیگر استفاده کن، با داستاننویسی به جایی نخواهی رسید.» میخواستم درباره طالبان بنویسم و صدای زنان و آنچه که در افغانستان تجربه میکنند را به گوش همه برسانم، اما پدرم هرگز اجازه نمیداد و مرا لت وکوب میکرد.
با این حال، من به حمایت پدرم نیاز داشتم. میخواستم او ظرفیت من را درک کند، زیرا به شدت معتقد بودم که نوشتن یک هدیه الهی است که به هر کسی داده نمیشود. قانع شده بودم که باید این نعمت را گرامی بدارم. بنابراین، با وجود عدم تشویق، هرگز از رویای نویسنده شدن دست نکشیدم. اگرچه با مشکلات خانوادگی و فشارهای زندگی مواجه بودم، اما باز هم بر تحقق رویایم پافشاری کردم.
من با مشکلاتی زیاد، از جمله محدودیتهای مالی که خرید یک کامپیوتر را غیرممکن میکرد، مواجه شدم. با این حال، من تا نیمه های شب با کمک نورکمرنگ چراغ همچنین مینوشتم. من خودم را دختری سرسخت میدانم، چالشها را در آغوش میگیرم و به شدت معتقدم که هیچ چیزی نمیتواند مرا از آرزوهایم بازدارد.
شروع به خیاطی و دوختن لباس برای مردم کردم تا خودکفا باشم و به کسی وابسته نباشم، حتی به والدینم. هدف من همیشه این بوده که از طریق کار و هنر خود، والدینم را سربلند کنم. میخواهم برای آنها قدرت باشم، نه یک بار.
سفر من به عنوان یک نویسنده با انتشار اولین اثر داستانیام، عروسک یادگاری، آغاز شد و من مصمم هستم که بدون نگاه به عقب ادامه دهم.
