«پوششی از سکوت بر زنان همچون من مستولی شد و خانههایمان را به زندان بدل کرد»
Sanjeeda
«قبل از ۱۵ اگست ۲۰۲۱، زندگیام بسیار متفاوت بود. من یک نرس فداکار بودم که با اشتیاق فراوان در کلینیکها و شفاخانه های مختلف در ولایت نیمروز کار میکرد. برعلاوه علاقه که به شغلم داشتم؛ این کار به مثابه وسیلهای برای تامین معاش خانواده چهار نفریام و برآورده کردن نیازهای اولیه آنها بود.
اما پس از ۱۵ اگست، زمانی که طالبان به قدرت بازگشتند، دنیای من سرنگون شد. با مواجهه با واقعیت دشوار بیکاری به دلیل نبودن یک محرم مرد مطابق با قوانین طالبان، مجبور شدم از شغلم دست بکشم. بهعنوان دختر بزرگ خانوادهام، مسوولیت سه خواهر کوچکترم بر دوشم بود. من در سن ۳۵ سالگی ازدواج کردم، اما ازدواجمان به طلاق منتج شد. شوهرم از من انتظار داشت که پایبند آداب و رسوم سختگیرانه باشم و حتی اصرار داشت که نام فامیلیام را به نام او تغییر دهم. زمانی که این درخواست او را رد کردم، رابطه ازدواج مان پایان یافت.
در حالی که به نوع لباس و پوششهای جدید تن داده بودم، اما ارادهام برای مقاومت در برابر این محدودیتهای ظالمانه پابرجا بود. نمیخواستم روحیهام ضعیف شود. اما زندگیام با وضع یک قانون جدید از سوی طالبان دوباره دستخوش تغییرات ناخواسته شد: کارکنان زن بخش صحت فقط میتوانستند در صورت داشتن یک محرم مرد با خود کار کنند.
به دلیل نداشتن کسی که این نقش را برای من ایفا کند، مجبور شدم تصمیم دردناکی بگیرم و شغل محبوبم را ترک کنم. فضای محدود خانه به دنیای جدیدم تبدیل شد و بار مسوولیت سنگینی بر دوشم قرار گرفت. اکنون مسوولیت نگهداری از سه فرزند خردسالم و پدر فلجم را برعهده داشتم.
برای ادامه زندگی مجبور شدم وسایل خانه را بفروشم تا با پول آن غذا خریداری کنم، همچنین از کمکهای فامیلی و همسایگان نیز بهرهمند شدم. این کمکها زیاد نیستند، اما توانستهاند ما را زنده نگه دارند.
من از جامعه جهانی میخواهم که از زنان افغان حمایت کند، تا از رنجهای جسمی و روانی بیشتر جلوگیری شود و به آنها در این زمانهای تاریک امید بدهد.»