« حتی در خیال‌پردازی‌های دور مان، نمی‌توانستیم این روزهای تاریک را مجسم کنیم»

Sayara
متشبث انلاین, غزنی
© Zan Times

«قبل از تسلط طالبان بر افغانستان من یک محصل بودم و به دلیل مشکلات، مدت تحصیلات دانشگاهی‌ام از چهار سال به پنج و نیم سال افزایش یافته بود. من محصل سمستر هشتم دانشگاه بودم و به‌عنوان مربی در یک موسسه حمایت از کودکان کار می‌کردم. آن زمان، شغلم بسیار رضایت‌بخش بود؛ می‌توانستم هزینه‌ها و مصارف زندگیم را تأمین کنم و با عاید که داشتم به خانواده‌ام نیز کمک می کردم.

اما با بازگشت طالبان، پدر و خواهرم بیکار شدند. پس از مدتی نیز فرمان منع کار برای زنان صادر شد و من هم کارم را از دست دادم. پیدا کردن یک شغل ثابت برای کسی که هنوز دیپلوم فراغت از دانشگاه ندارد، بسیار دشوار است.

بعد از مدتی توانستم یک کسب ‌وکار فروش و بازاریابی آنلاین را از خانه راه‌ اندازی کنم که عاید اندکی برایم فراهم می‌کرد. متأسفانه، طالبان اجازه این نوع فعالیت را نیز نمیدهند و تاکید میکنند که برای کاروبار آنلاین به جواز تجارتی نیاز است. علاوه بر این، آنها برای زنان کار کردن و دریافت مجوز برای کسب وکار آنلاین را نیز ممنوع کرده‌اند.

با بازگشت مجدد طالبان، احساس خسران عمیقی داشتم، گویی نهالی را پرورش داده ام که قبل از برداشت میوه اش آنرا از ریشه قطع کردند. من و مانند من تعداد کثیری از دختران که در سال‌های اخیر تحصیلات دانشگاه بودیم و انتظار می‌رفت که به جامعه خدمت کنیم، اکنون همه در خانه‌هایمان زندانی شدیم. حتی در خیال پردازی های دور نمی توانستیم این روز های تاریک را مجسم کنیم.

علیرغم تلاش‌های مداوم ما برای ایستادگی، طالبان با اعمال محدودیت‌ها ما را نابود کردند. آنها دست‌ها و پاهای ما را بسته‌اند و ما کاملاً از اینکه بتوانیم در چنین محیط و شرایطی پیشرفتی داشته باشیم، ناامید شده‌ایم.

در حال حاضر بنابر مهاجرت  حتی نزدیک‌ترین اعضای خانواده‌ام نیز در کنارم نیستند. من با شرایط بسیار دشواری مواجه‌ ام و واقعاً دردناک است که بدون سند فراغت از دانشگاه نه می‌توانم به تحصیلاتم ادامه دهم و نه هم کار کنم.

عدم اطمینان از آینده و حرکت رو به جلو در تاریکی مطلق ما را مجبور می‌کند که با تمام وجود به دنبال فرصت‌هایی برای بهبود زندگی مان باشیم. ما باید برای بقا و ایستادگی روزنه‌ های از امید و روشنی را دنبال کنیم. با اینحال افسردگی و بیکاری واقعاً ناامید کننده است.

من می‌خواهم فعالیت‌هایم را به هر نحوه ممکن ادامه دهم. کتابی نوشتم که داستان‌های حقیقی و مستند زنان افغان را روایت می‌کند. در این کتاب تلاش کرده‌ام زندگی برخی از زنانی را که در افغانستان متحمل سختی‌ها و کشمکش‌ها شده اند، به تصویر بکشم تا از این طریق صدای زنان کشورم را به گوش جهانیان برسانم.

از جامعه جهانی می‌خواهم که وضعیت افغان‌ها را از نزدیک ببینند، به صدای افغان‌ها گوش دهند و و مردم افغانستان را جدی بگیرند.»

داستان بعدی
«من باور دارم که در نهایت، قدرت کلمات از هر سلاحی نیرومندتر خواهند بود»