امروز، زنان و دختران افغان با محدودیت ها و انواع مختلف خشونت ها دست و پنجه نرم می کنند.

Shamzia
سرمعلم اسبق، در ولایت نيمروز

من لیسانس حقوق و علوم سیاسی هستم در عرصه های مختلف مانند حقوق بشر و جنسیت/جندر 22 سال تجربه و سابقه کاری دارم. مدت چهار سال در بورد مشاورین شاورالی/شهرداری ایفای وظیفه نموده ام. در شماری زیادی از کانفرانس های ملی و بین المللی صلح شرکت ورزیده ام. همچنان، برای مدت 17 سال به حیث سرمعلم در لیسه نسوان خدمت کرده ام.

اما اکنون به خاطر اینکه آموزش دختران از صنف ششم تا دوازدهم منع شده است، بیکار هستم و هیچ وظیفه ندارم.

قبل از وضع ممنوعیت مؤرخ 24 دسامبر بالای کار کردن زنان در مؤسسات غیردولتی، مصروف فعالیت ‌های مختلف بودم، مانند آگاهی دهی در مورد حقوق زنان و برگزاری جلسات خانگی برای جوانان، تا آنها را تشویق و ترغیب نمایم که امید خود را از دست ندهند و تلاش های دستیابی به اهداف خود را ادامه دهند. اما پس از این ممنوعیت، مجبور شدم جلسات خانگی را متوقف سازم.

در زندگی من تغییرات زیادی رونما شده است. من یگانه نان آور خانواده خود بودم، باید بگویم که صرف به خاطر حمایت از خانواده ام کار نمی کردم، بلکه برای زنان دیگر نیز خدمت می کردم. من در رسانه ها نیز فعالیت داشتم و همیشه صدایم را به خاطر تامین حقوق زنان و دختران بلند می کردم. اما اکنون با مشکلات مالی روبرو هستم و نمی توانم از خانواده و فرزندانم حمایت کنم.

من کاملاً احساس ناامیدی می کنم این بخش تاریک زندگی من است که مرا با افسردگی شدید مبتلا نموده است. ما فاقد زندگی اجتماعی هستیم و زندگی یومیه برای زنان و دختران افغان خیلی ها چالش برانگیز شده است و من برای آینده هیچ هدف و امیدی ندارم

حالا سن و سال من زیاد شده است، اما برای دختران جوان که امیدها و آرزو های فراوان داشتند، به تشویش هستم.

زنان و دختران افغان بدون تحصیل آینده درخشان ندارند. تعلیم یگانه راهی است که می توانیم با فراگیری آن به رشد و انکشاف و موفقیت دست یابیم. هرگاه فرصت های آموزشی وجود نداشته باشند، آینده یک کشور کاملاً تاریک به نظر می رسد.

من پس از رویداد 15 اگست، به اشتراک در جلسات و نشست های مشورتی ادامه دادم، تا بتوانم صدای زنان و دختران را بلند کنم و حتی در رسانه ها به نمایندگی از آنان صحبت نمایم. پس از رویداد 15 اگست، در منزل خود چندین جلسه آگاهی دهی را برای دختران برگزار نمودم، تا آنها را ترغیب نمایم و با همدیگر متحد سازم، اما پس از ممنوعیت مؤرخ 24 دسامبر، برگزاری جلسات مذکور برایم چالش برانگیز و حتی ناممکن شد، چون تهدید شدم. بناءً، دیگر نمی توانم زنان را در منزل خود دور هم جمع نمایم.

آرزومندم که هر چه زودتر برای زنان و دختران افغان اجازه تحصیل و کار داده شود.

وضعیت کنونی سبب گسترش فقر در کشور شده است و زنانی که نان آور خانواده خود هستند از نیازمندیهای مالی جدی برخوردار اند. من از شماری زیادی زنان بیکار شنیده ام که قصد دارند دست به تگدی در جاده ها بزنند، تا شکم فرزندان خود را سیر کنند

صرف جامعه جهانی می تواند از زنان و دختران افغان حمایت نماید. بدون جامعه جهانی و سازمان ملل متحد، هیچکس از توانایی حمایت و ایستادن در کنار زنان افغان برخوردار نیست. اکنون بیش از هر زمان دیگر زنان افغان به توجه و حمایت جامعه جهانی نیاز دارند. جامعه بین المللی باید مقامات بالفعل را وادار سازند که مکاتب و پوهنتون ها را بازگشایی نمایند و به زنان اجازه دهند که کار کنند.

داستان بعدی
پیام من به جامعه بین المللی اینست که آنها باید گام های عملی بردارند، نه اینکه صرف به راه اندازی جلسات و گفتمان ها اکتفا نمایند، زیرا مشکلات زنان افغان با گپ زدن حل نمی شود.