هیچ عاملی نمی تواند ما را از تحصیل باز دارد.

Susan
متعلم, فراه
© Nanna Muus

در گذشته مردم در افغانستان باقی می ماندند و برای پیشرفت کشور شان تلاش می کردند و برای خود یک زندگی خوب فراهم می ساختند. اکنون دیده می شود که تمام مردم امید خود را از دست داده اند، و راه های فرار از کشور را جستجو می کنند. هرکسعلی‌الخصوص زنان و دختران بنابر محدودیت ها و ممنوعیت های که در برابر آموزش و غیره وضع شده اند، بی روحیه و افسرده به نظر می رسند و  من نیز در همین ردیف قرار دارم.

خانواده ام با مشکلات اقتصادی شدید دست و گریبان است و دلیل آن که هنوز در کشور باقی مانده ایم نیز همین است. زمانیکه طالبان دروازه های مکاتب را به روی دختران بستند، من در صنف یازدهم بودم. یگانه آرزویم بازگشایی مکاتب است، تا بتوانم به تحصیلات خود ادامه دهم و وظیفه مناسب دریافت کنم و بدین ترتیب به خانواده، اقتصاد و انکشاف افغانستان خدمت نمایم. همه چیز را از دست  داده ایم و  من به آینده هیچ امیدی ندارم.

قبل از حاکمیت طالبان با شور و شوق بی پایان به مکتب می رفتم، من یک متعلم کوشا بودم و با این باور بودم که در باهمی می توانیم افغانستان را بازسازی نماییم. من خیلی آرزو ها داشتم، اما اکنون ناامید و مایوس شده ام.

از روزی که طالبان بر کشور چیره شده اند، من اجازه ورود به مکتب ندارم. آنها ما را از جامعه حذف می کنند و اجازه نمی دهند شانه به شانه با مردان کار کنیم. این بدترین خاطره من به حساب می رود. تمام همصنفانم که هنوز با آنها در ارتباط هستم در عین شرایط به سر می برند. همه آنها بی روحیه و افسرده به نظر می رسند. من طی سال گذشته اعتماد به نفس خود را از دست داده ام. من می بینم که مردم بیش از این افغانستان را دوست ندارند. درست است که این وطن ماست، اما زمانیکه فرصت های شغلی وجود نداشته باشند و کسی نتواند مخارج خانواده خود را تامین نماید، چطور می تواند در اینجا زندگی کند؟ 

طالبان قدرت نمایی خود را با منع کردن کار و تحصیل زنان به نمایش گذاشتند - این نشان دهندۀ چهره و هویت واقعی آنهاست. در سال گذشته زنان افغان هیچ نقش اجتماعی نداشته اند.

طالبان اصلاً بالای زنان حساب نمی کنند. هرچند زنان نیمی از پیکر جامعه را تشکیل می دهد، اما در حکومت طالبان به اراده آنها ارج گذاشته نمی شود.

در انکشاف یک کشور حضور زنان بسیار زیاد مهم است و نبود آنها باعث انحطاط کشور و جامعه می شود. جامعه بدون زن به طرف فروپاشی و نابودی می رود. افغانستان نیز در نبود زنان در شرف نابودی قرار دارد. بدون زنان، جوامع از بین می روند. هیچ جامعه بدون حضور زنان دوام نمی آورد.  

من یک زن هستم و از اینکه بالای من حساب نمی شود و به فراموشی سپرده می شوم، واقعاً اندوهگین هستم. من به این باور هستم که هرگاه وضعیت به همین منوال به پیش برود و زنان به فراموشی سپرده شوند، افغانستان به صورت قطعی از هم فرو خواهد پاشید. با وجود آن، من هنوز امیدوار هستم. من امیدوار هستم که روزی فرا خواهد رسید که مکاتب دخترانه بازگشایی خواهند شد و ما قادر خواهیم بود که به تحصیلات خود ادامه دهیم. ما با همدیگر افغانستان را بازسازی خواهیم نمود و در آن با شادمانی و شور زندگی خواهیم کرد.

داستان بعدی
هرگاه انسانیت واقعاً نمرده باشد، پس باید جامعه بین المللی به مردم افغانستان توجه داشته باشد. آنان نباید اجازه دهند که یک نسل ناپدید شود.